+ ماهی یاب آنلاین ،لازم
سلام علیکم.
همین جوری بعد از مدتها سری زدم به "پنجره ها موقوف "دلم گرفت. عکس های مطالب همه پریده بودند . خود محل بوی نا میداد. کلی نظر و حرف و حدیث جمع شده بود.سرجمع یک حالی دست داد که نگو .تنها کاری که توانستم انجام بدهم این بود که عکسها را ( بهتر است بنویسم جای عکس ها را ) حذف کردم و قالب "پنجره " را هم عوض کردم.امروز هم خیلی زحمت کشیدم !و این دو سه خط را نوشتم به خاطر تشکر از همه دوستانی که در این مدت کلی اظهار لطف کردند و این حقیر ندیده و نشناخته را حسابی شرمنده کردند.
شاید همین حوالی به روز کردم .نه این که نخواهم ،نمیتوانم .انگار حس طنزم، یونسی بوده که صاف رفته در دهان ماهی .حالا در دل این دریای عجیب دنبال کدام ماهی باید گشت و کجا ،نمی دانم.
.......
.......
.......
سوال :شبکه توزیع چی؟
:حتی اگر به روتیتر ،عنایت بشن و مثلا از خودتون حدس در بکنن ،باز هم ابهام تیتر به جذاب تر شدن و حتا هیجان بیشتر کمک می کنه.
بعد این که هر چی فکر کردیم متوجه نشدیم این اندیشمندان تو همایش شبکه های توزیع چه نقشی ممکنه خدای نکرده بر عهده داشته باشن
این دسته گل رو هم از هفته نامه کرمان امروز براتون چیدم .شمارش هم تو عکس هست.
البت اگر یه نشریه ای تو صفحه اولش چهار تا تیتر داشت میشد بی خیال بشی ولی بعد از چهار روز آن هم یک تیتر صفحه اول اونم این جوری ، نوبره .
شاعر می فرماید:خوشکلا باید ...... خوشکلا باید ....... باید بشینن سر جاشون مثل آدم دست بزنن.
ها :چی ؟چه ربطی داش؟عجب بابا .چه پر توقع .من هم مطلب بنویسم هم ربطش رو پیدا کنم.؟زکی
بزن بزن !که داری خوب میزنی !
نوشجونشون !الهیدنبه بشهبراشون! ایشالا صفرهایناقابلحساباشون از این هم بیشتر بشه!درسته میدونم اوضاع چاپ خرابه، این عزیزان هم با خون دل دارن زورنامه در مییارن و اگر اون عشق و علاقه بی حد به کار چورنالیستی نبود، حتما میرفتن دنبال یک کار نون و آب دار .ای پدر عاشقی بسوزه! شعر : آخه بابا پیرت بسوزه عاشقی تو که منو رسوا کردی
......
......
......
......
خلاصه این آگهی رو که در یومیه واقعه 19 فروردین 88 دیدم کلی مسرت حاصل شد.دم این دوستان گرم که برای جبران کم کاری صدا و سیمای مرکزی و محلی هم که شده هی دارن زرت و زورت از خودشون شکلک خنده در میکنن تا این ایام بهاری مسلمونی بی خنده سر به بالین نگذاره.
به همین دلیل و در راستای قند مکرر یک بار دیگر گلواژهای چکیده در این جریدهی شدیده را با هم میخوانیم. ( به امید آن روز )-!!- راستش خودمم تعجب کردم.این به امید آن روز ،این جا چه کار می کنه ؟
متن کامل شکر شکن مندرج:در راستای تشویق و ترغیب مشترکین محترم برق در خصوص اطلاع رسانی سریع و به موقع اتفاقات 121از اتصالی و خرابی شبکه که نقش به سزایی در کاهش خسارات وارده به تاسیسات برق و لوازم برقی مردم و تسریع سریعتر رفع عیب می نماید تعدادی از مشترکین برق که در سال 87 با احساس مسئولین و موارد متعدد اتصالی شبکه برخورد خودرو و سایر موارد را اطلاع رسانی نموده اند با تهیه لوح و اهداء لامپ کم مصرف و با مراجعه به درب منازل و محل کاریشان مورد تشویق و تقدیر قرار گرفتند و مقرر گردید از طریق نشریات محلی نیز اسامی آنان به منظور اطلاع سایر شهروندان درج گردد.
نکات
١- البت باید اساتید فن در این زمینه دست به یک واشکافی متن در تبدیل هژمونیک واژگانی در کورای محیطی شبکه مدلولهای بی شعور داده ها بزنند. جهت ایجاد پرسش و شبه در این یا هر عزیز دیگری به ادامه متن دقت بشین!
٢- (تسریع سریعتر) کدام خری است؟ خر مشرحمت
بیت: ( کُره الاغه کدخدا یورتمه میرفت توی باغا) " ت در می رفت، زفاف است!"
٣- (احساس مسئولین) چیست؟یا کیست؟
۴- (محل کاریشان )کجاست؟
۵ - (خرابی شبکه) از کجاست؟ از خودشون ، از خودتون، از خودمون ، از خود سیب ،یا چی ؟
۶ - اون آقایی که تو ارشاد به نشریات ،فرتفرت اخطار قانونی میده از دیدن این آگهی چه نوع کهیری میزنه؟ آیا اصلا کهیر میزنه یا آمپولش رو زده؟
٧- روابط عمومی شرکت توزیع برق شمال چه طور موجودیه؟ موجود خوبیه،موجود مهربونیه، موجود قاطیه، کلا همین طوریه، این طوری نبود از وقتی برق گرفتش این جوری شد
٨ - این آقایی که تو روزنامه مذکور دستور چاپ این گلواژها را داده چه طور موجود دیگهاییه؟ مهربونه ،عاشقه،صادقه، جیگره ،هلو ،عسل ،باحال ،ماه، بلا، شیطون، آه بیا، دس دس ،آهان ،آه آه ؛بندریییییییی ،حالا بلرزون .... خوب بسه ،بسه میگم.هوی اخوی ! چه خبره ؟بشین بابا. این جا که جای این قرتیبازی یا نیس.
برایم دعا کنید
......
......
......
......
......
این که چرخ یک نشریه از درج و البت جذب آگهی می چرخد، نکته ی قابل فهمی است.اما این که چرا کاری می کنند که این چرخش، باعث بشه حال مردم از دیدن صفحه ی اول یک روزنامه به هم بخوره، این دیگر به خیلی چیز ها برمی گردد که خوش خوشک براتون می گم.
این واقعه ی ناقلا اول قرار بود هشت صفحه ای هر روز در بیاد .اما بعد مدتی ۴ صفحه ای شد و الان مدتی است که یکی دو صفحه خبر ِکش لقمه ای میزنه و بقیه اش را هم جهت تقویت بیش از پیش بنیه مالی به کار خیر اگهی چاپ کنی اختصاص می دهد.
حالا اینا همه به گوشه،زندگی خرج داره و ... ولی بالا غیرتا !روزنامه ای که این جوری در می یاد ،نباید یه کوچولو فکر کنه که همین چند تا مخاطب زورکیش (همون کارمندای ادارهایی رو میگم که روزنامه اونجاها توزیع میشه)شعور دارن.لااقل تیتر یکش را مثل آدمیزاد بزنه ،نه این که تیتر یکش هم بوی رپرتاژ بده.حالا تیتر رپرتاژی کار کردی به درک،چرا دو دقیقه فکر نمی کنی که این چار تا کلمه را خوشکل در بیاری ؟
ها:ای واقعه ی ...،حقته که به جای دعا برات نفرین کنن.
دوغ محلی :به جای ... خودتان کلمه مناسب را بنویسید.
انگشت اشاره:به رسیدن آگهی ها به زیر گلوی لگو، توجه نفرمایین.به ما چه که روزنامه ای تو صفحه اولش یه تیتر داره اونم این جوری .بگیم ،میگن اینا بخیلن.اینا از جناح اونطرفی هستن حکما.اینا از همون اولش با ما خوب نبودن .من خیلی با حالم.من خودم صد تا علی دایی رو می ذارم تو جیبم بچه ؛هنوز لابی نفهمیدی چیه.برو کشکت رو بساب.کار اقتصادی یعنی همین دیگه .تو عقلت نمی رسه .روزنامه و اینا کیلو چند؟
تتمه:ای هرمزگان کجایی که یادت به خیر .
بخواب خواب آلو
سلام .سال نوی همه تان مبارک(حالا چرا این جور رسمی)سال نو تون مبارک(آهان حالا بهتر شد)راستیاتش هیچ چیز به اندازه ی این شاهکار تیتر زنی مدن از این هفته نامه بیداری به ادم حال نمیده.حتما دوستان فکر کردن حالا که عیده و بساط سرور به پا ؛چرا سرور را حتی به زور هم که شده به قلوب مسلمین ادخال ندهند ،بنابراین علقاشونو رو هم گذاشتن و این تیتر را از خودشون در کردن.دلیل دیگه ای هم نداره، گرنه کدوم آدم بی شعوری بعد از یک هفته فرصت برای تیتر یکش (یک اش) یه همچی دس گلی به سرش میزنه .

ها :تاریخ این شماره فوق النمایان چهارم آذر ماه 87 است!
تیترهای محترم
شرمنده .تو این مدت این قدر ما را شرمنده کردید که خجالت می کشیدیم دیگر این وبلاگ را به روز کنیم.
حقیقتش چند وقت قبل که پیام ها را چک کردیم ،کلی تعجب همراه با صفای مرموز بهمان دست داد .دم همتون گرم .خیلی از این پیامها را نمی تونیم یا خودتان نخواستین منتشر کنیم ؛ ولی باز هم صد مرحبا.
جالب این که مدیر مسوول یکی از همین نشریاتی که این جا باهاش سلام و علیکی کردیم هم آمده و حمایت و تقدیر اعلام داشته که زهی ایول دارد مبسوطن غلیظآ.
بگذریم .چند تا مطلب آماده داشتیم که به دلیل سوژگی کفشهای خبرنگار عراقی اول از لنگه کفش شروع کردیم.پس این شما و این هم تیتر یک روزنامههای ما !
....................................................................................................................................................................................
سایت خبری کرمان ما :آقای مدیر کل ارشاد ،موقع پرتاب کفش کجا بودی ؟
سایت خبری کرمان سلام : منابع آگاه از انتصاب منتظر الزیدی به جای شهرکی به عنوان مشاور مطبوعاتی استاندار خبر میدهند .
سایت خبری کرمان خبر : پاییز برفی .اطراف شهر کرمان
خبرگزاری ایرنا کرمان : یک مسوولی از حرکت یک خبرنگاری حمایت کرد.
خبرگزاری ایثنا کویر :در گفتگوی خبرنگاران شهرستانی ایسنا کویر با ایسنا کویر عنوان شد : حتما حمایت میکنیم
خبرگزاری کرنا : نامگذاری یک خیابان به اسم منتظر الزیدی
واقع هِ : ما هم مرگ بر بوش .(دعا برای ما فراموش نشود )
رودبار ظمین: حرکت خبرنگار عراقی را تایید میکنیم اما
بچه های جنوب هم کفش ندارند
کرمان امروظ:خبرنگار عراقی، سینه خیز از خاکریز مشکلات ،بالا رفت
نصل آفطاب: آقایان بنگرید (روابط عمومی روزنانه نصل آفطاب)
بیداری :مردی ....... ش را قطع کرد.
کرمان ورظشی : آقای مدیر کل تربیت بدنی ، حرکت مچ دست ورزشکار عراقی را هنگام پرتاب دیدی ؟استعفا بده!
تناوران : تقدیر مدیر کل سختکوش و پر تلاشتربیت بدنی کرمان از حرکت جوانمردانه الزیدی
ندای وحدط :یک بزی در ارزوئیه چهار قلو زایید.
حدیس:لزوم تشکیل مجمع گردهمایی همفکران ما بیشتر شد.
...........................................................................................................................................................................
ها :البت از تغییر مدیر کل تربیت بدنی هم مطلع هستیم.
معونت: شما هم در این امر خدا پسندان شرکت صمیمانه و گرم و پرشور و مشت محکم بشوید.
+ هفته نامه طلوع بافت
پینوکیو قبل از نشر اکاذیب

نه خیر! فکر بد نکنید.این جا که خبری از وعده و این جور چیزها نیست که . بنابراین منظور از پینوکیو به صورت ویژه دماغ مشارالیه میباشد؛ مراد از ذکر دماغ هم اشاره به درازی این وسیله ایاب و ذهاب تنفس است !
و مقصود از این همه قینوس نوشتن اینه که با اوردن این تیتر بنویسم ، بحران دراز نویسی بد جوری دامنگیر تیترهای نشریات شده .خب این اصحاف مطبوعات وقتی تیتر میزنند یک کم فکر کنند؛ بلکم یک چیزی به ذهن مبارک متبادل شد .حالا اگر دماغ پینوکیو بود، بود؛ الاقل دماغ در حالت عدم تحرک و در شرایط معمولش باشد .
ها : نداریم!
گِرا: هفته نامه طلوع بافت .بقیهاش هم تو عکس هست!
ِگل در دشت

هر آدمی یک مقداری از مرحله پرت است .این پرتافتادگی به خیلی چیزها برمیگردد.به مادرزن نامناسب !به درصد رم کردن نرخ تورم ،به انصاف صاب خونه و همین جور لیست بده برو جلو . البت علما در محاسبه نرخ یا زاویه پرت هنوز به اجماع نرسیدند و بحوث در این زمینه همچنان ادامه دارد.
اما تا مشخص شدن فرمول محاسبهی ماجرا ؛باید به یکی از بهترین نمونههای پرت افتادگی اشاره کنم .
بهترین نمونه این افتادگی نوع مکتوب آن است که هم خاصیت ضد دَبه دارد و هم میشود از آن جهت تنذیر و تشویش اذهان و افکار و بقیه جاهای عمومی استفاده موردی کرد !
شما مِمباب نمونه به این تبریک بلند بالا و گندلاله عنایت بشن.یکی نیست بگه خب میخواهید تبریک هفته دولت را بگن ؛بگن .چرا این جوری .چرا در سال گذشته تبریک میگین .عجب بابا .سوتی به این گندگی و به این رنگیایی!هم نوبره والا !
ها : تاریخ نشریه سه شنبه ۵مرداد ١٣٨٧ است .زیر پرچم اما "سال وحدت ملی و انسجام اسلامی را گرامی داشتند رفته پی کارش. دستهگل: به نظرم این جور کارا اوج شکوفایی است. جوب:اگر این دوستان همین جور به شکفتن شدن! ادامه دهند عنقریب شیره میزنن. توضیح مترجم:هی میگن این سریال های تلویزیونی بد اموزی داره؛ بفرما.منظورم اون شیره است که دار و درختا میزنن.
بوطیقای قینوس
البت این طور نیست که ما فقط به خبر و تیتر و این جور چیزها گیر بدهیم .نه خیر .ما که کفتیم هر چی دم دستمون رسید بی نصیب نمیگذاریمش .فقط با ذکر یک قید که اون چی مورد نظر درصد قینوسش بالا باشه. عجالتا شما به متن زیر یک عنایتی بشن.
غزل فضای ناساز وار و پاردوکسیکال است که وجود همین ناسازهها تدوین یک نظریه کلان و تنسیق بوطیقای آن را نا ممکن میکند.پراتیک غزل در یک آفرینش موفق و خلاقانه مبین تضادهای آشکار و نهانی است که بازخوردشان متضمن پویش ......به عبارت دیگر دیالکتیک غزل مرهون سنتز اضداد موجود در ساخت شعر است.
(هفته نامه فردوس کویر شماره440)
دیوار نویسی: ای ور پدر و مادر کسی لعنت که در این محل، پراتیکهای ناساز ِ بوطیقای ِ واموندهاش را بریزد.
حافظ در همین زمینه فرموده است که :
تعظیم تو بر جان و خرد واجب و لازم انعام تو بر کون و مکان فایض و شامل ( البت توجه دارید که از اون نظر ) این از اون نظر را یک کم پس و پیش کنید !! تا سر جاش قراربگیره!
و البتتر! شیخ محمود شبستری هم به این ظرایف گوشه چشمی داشته؛ آنجا که در گلشن راز صلا؛سلا، ثلا ....هر جور راحتین.... در داده چو او بر کاروان عقل ره زد به دست خویشتن بر وی گره زد
دوره گرد محله : نون خشک؛ رادیات کانه؛ سماور ِ غزل ناساز وار، زیر شلوار بچه؛ نظریه تنسیق دیالکتیک اضداد، آب حوض ..... میکشیم.
توضیح مترجم : حال کردین . دقت کردین چگونه در یک واکاوی ِکشتگاه آرمانگرایی که بر خاسته از راه منطق شورمندی همتا شد ؛ توانستم فعل بدبخت این متن را که مضحکانه میکوشید خودش را در میخریم، تجلی دهد به ساحت اضمحلال ؛اظمهلال؛اذمحلال؛ازمهلال... هر جور راحتین... بکشانم و به لطف خر در چمن شدن متن ؛مولف وازده را بکشم و با کاهش انرژی بالغ شدهی تنسیق، راه را بر کنشگر شدن حوض که در ادامه میکشیم را به عرصه استدلال تکامل آبکی میکشاند، هموارکنم.
اعتراف :اوف!! اراجیف نوشتنم کار سختیه ها !!
تیتر تابناک ( از اون نظر )
|
اصرار سوئیس بهرغم درخواست آمریکا برای لغو قرارداد گازی با ایران برخی کشورهای اروپایی پس از مذاکرات ایران و سوئیس در رابطه با موضوع واردات نفت و گاز ایران با وجود تحریمهای آمریکا، علاقهمند به سرمایهگذاری در ایران شدهاند. |
ها:به زبون آدمیزاد یعنی سوئیس بیخیال درخواست آمریکا شده .
دسته گل: من هر وقت این جور تیترهای چکش( چکشی نه .چکش ) را میخونم، یادِ بازار مسگرای خودمون میافتم!
حرف مفت:خب این جوری هم نیست که فقط برخی بعضی عدهای تعدادی قلیلی ازنشریات محلی ما بُلیتبازی boLeyt bazieدر بیارن. این جور که بوش مییاد( اون بوش نه . این بوش) تیتر زدن کار سختیه.

